مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:45926 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:8

خدا را كه آفريده است ؟
اتفاقا اين ايراد يكي از معروفترين و در عين حال ابتدايي ترين ايراداتي است كه ماديها دارند . آنها به عبارت روشنتر مي گويند : اگر همه چيز را خدا آفريده ,پس خدا را چه كسي آفريده است ؟ از آنـجا كه اين سوال در اذهان بسياري از جوانان هست , بايد دقيقا مورد بررسي قرار گيرد :در ايـنجا چند نكته اساسي وجود دارد كه با توجه به آن , پاسخ ايراد بخوبي روشن مي شود :آيا اگر ما عـقـيـده مـاديـهـا را بـپـذيريم ديگر از اين ايراد رهايي خواهيم يافت ؟مسلما نه 000 چرا ؟زيرا مـاتـريـالـيـستها هم عقيده به قانون عليت دارند , آنها نيز همه چيز را درجهان طبيعت معلول ديگري مي دانند . بنابر اين عين اين سوال براي آنها هم مطرح است كه اگر هر چيز معلول ماده است پس ماده مـعـلـول چـيـسـت ؟روي ايـن حـسـاب ( و با توجه به اين كه سلسله علتها و معلولها تا بي نهايت نـمـي تـوانـدپـيش برود ) همه فلاسفه جهان ( اعم از الهي و مادي ) به يك وجود ازلي ( وجودي كه هميشه بوده است ) ايمان دارند , منتها ماديها مي گويند وجود ازلي جهان همان ماده يا قدر مـشـترك ميان ماده - انرژي است , ولي خدا پرستان مي گويند سرچشمه اصلي خداست ; به اين تـرتـيـب روشن مي شود كه آقاي راسل هم ناچار است به يك وجود ازلي ( اگر چه ماده باشد ) ايمان داشته باشد . آيا اين وجود ازلي مي تواند علتي داشته باشد ؟البته نه 000 چرا ؟زيرا يك وجود ازلي هميشه بوده و چـيـزي كـه هميشه بوده است نيازي به علت ندارد ,تنها موجودي نيازمند به علت است كه يك وقت نبوده و سپس هستي يافته است . نـتـيـجـه ايـن كه : وجود يك مبدا ازلي و هميشگي , قولي است كه جملگي برآنند و دلايل استوار عـقـلي بر بطلان تسلسل ( يك سلسله علت و معلول بي پايان ) همه فلاسفه را براين داشته كه به يك مبدا ازلي قائل گردند . بنابر اين بر خلاف آنچه راسل پنداشته اند اختلاف ميان فلاسفه الهي و مادي اين نيست كه يـكي عله العلل را قبول دارد و ديگري منكر است , بلكه هر دو بطور يكسان عقيده به وجود يك عله العلل يا علت نخستين دارند . پـس اخـتـلاف مـيـان اين دو در كجاست ؟صريحا بايد گفت تنها نقطه تفاوت اينجاست كه خدا پـرستان آن علت نخستين را داراي علم و اراده مي دانند ( و آن را خدا مي نامند ) ولي ماديها آن را فاقد علم واراده تصور مي كنند ( و نام آن را ماده گذارده اند ) . حالا چطور مطلبي به اين آشكاري بر آقاي راسل مجهول مانده , پاسخي جز اين ندارد كه بگوييم او در رشته هاي علوم رياضي و طبيعي و جامعه شناسي صاحب تخصص بوده , نه در مسائل مذهبي و فلسفه اولي ( به معني شناخت هستي و سرچشمه و آثارآن ) . از بـيـانات ياد شده اين نتيجه نيز به دست مي آيد كه فلاسفه الهي براي اثبات وجودخدا هرگز به استدلال عله العلل ( به تنهايي ) دست نمي زنند , زيرا اين استدلال تنها ما را به وجود يك علت نخستين يا به عبارت ديگر يك وجود ازلي كه ماديهاهم به آن عقيده دارند , راهنمايي مي كند . بـلـكـه مـساله مهم براي فلاسفه الهي اين است كه بعد از اثبات علت نخستين , براي اثبات علم و دانـش بـي پـايان او استدلال كنند كه اتفاقا اثبات اين مساله از طريق مطالعه نظام هستي و اسرار شـگرف آفرينش و قوانين حساب شده اي كه بر سراسر آسمانهاو زمين و موجودات زنده و تنوع آن حكومت مي كند , كار آساني است . اين نخستين سخني بود كه بايد در پاسخ اين ايراد دانسته شود . مـوضـوع ديـگـري كـه لازم به تذكر است اين كه : اساس اين اشكال روي اين مطلب است كه هر موجودي نيازمند به علت و آفريننده اي است در حالي كه اين قانون كليت ندارد و تنها در مواردي صحيح است كه چيزي سابقا معدوم بوده و سپس جامه هستي به خود پوشيده است . تـوضـيـح ايـن كـه : موجوداتي هستند كه سابقا وجود نداشته اند , مانند منظومه شمسي وسپس مـوجـودات زنده - اعم از گياه و حيوان و انسان - تاريخچه آنها بخوبي گواهي مي دهد كه لباس هـستي در تن اينها هميشگي و ازلي نبوده است , بلكه تفاوتهايي كه دارند , در چند ميليون سال تا چند ميليارد سال پيش , وجود خارجي نداشته اند وسپس به وجود آمده اند . مـسـلـمـا بـراي پـيـدايش چنين موجوداتي علل و عواملي لازم است , مسلما جدايي كره زمين از خـورشـيد ( طبق فرضيه لاپلاس و يا فرضيه هاي بعد از آن ) مديون عوامل خاصي بوده است - چه آنها را كاملا شناخته باشيم يا نه . هـمچنين پيدايش نخستين جوانه زندگي گياهي و سپس حيواني و سپس انساني , همه مرهون عـلـل و عـواملي هستند و لذا همواره دانشمندان براي پي جويي اين عوامل درتلاش و كوششند و اگـر بـنـا باشد پيدايش اين موجودات هيچ علتي نخواهد , دليلي نداردكه هر يك ميليون سال يا چند ميليارد سال پيدا شوند , چرا در زماني دو برابر اين زمان يا نصف اين زمان مثلا يافت نشدند ؟ انـتـخـاب اين زمان خاص براي پيدايش آنها ,بهترين دليل بر اين است كه شرايط و علل وجود آنها تنها در اين زمان تحقق يافته است . اما اگر وجودي هميشگي و ازلي باشد - خواه اين وجود ازلي را خدا بناميم يا ماده - چنين وجودي نياز به هيچ علتي ندارد , آفريننده و خدايي لازم ندارد , زيراتاريخچه پيدايش براي آن تنظيم نشده كه در آن تاريخچه جاي علت و آفريننده خالي باشد . چيزي كه هميشگي و ازلي است , وجودش از درون ذاتش مي جوشد نه از بيرون ذات كه محتاج به آفريننده باشد . من و شما و زمين و آسمان و منظومه شمسي و 000 نيازمند به آفريننده هستيم كه وجود ما ازلي و هميشگي نبوده و از درون ذات ما نيست , نه علت نخستين و علت العلل كه هستي او از خود اوست يـك مثال روشن در اينجا فلاسفه مثالهايي براي توضيح اين گفتار فلسفي و نزديك ساختن آن به . ذهن مي زنند ; مثلا مي گويند : هنگامي كه ما نگاه به اطاق كار يا يا منزل مسكوني خودمي كنيم , مي بينيم روشن است . از خـود مي پرسيم : آيا اين روشني از خود اين اطاق است ؟- فورا به خود پاسخ مي دهيم : نه , براي اين كه اگر روشني آن از خود اطاق مي جوشد , نبايد هيچ وقت تاريك گردد , در حالي كه پاره اي از اوقات تاريك و گاهي روشن است , پس روشني آن از جاي ديگر است . به زودي به اين نتيجه مي رسيم كه روشني اطاق و خانه ما , به وسيله ذرات يا امواج نوري است كه به آن تابيده است . - فـورا از خـود سـوال مـي كنيم : روشني ذرات نور از كجاست ؟- با تامل مختصري به خود پاسخ مـي دهيم : روشني ذرات نور از خود آن و از درون ذاتش است , ذرات نور اين خاصيت روشنايي را عـاريه نگرفته اند ; در هيچ نقطه جهان نمي توانيم ذرات نوري پيدا كنيم كه تاريك باشند و سپس روشنايي را از ديگري گرفته باشند . ذرات نور هر كجا باشند روشنند , روشنائي جزء ذات آنهاست , روشني ذرات نورعاريتي نيست . ممكن است ذرات نور از بين بروند , ولي ممكن نيست موجود ولي تاريك باشند . بـنـابـرايـن اگـر كـسـي بـگـويـد روشـنايي هر محوطه و منطقه اي در جهان معلول نور است , پس روشنايي نور از كجاست ؟- فورا مي گوييم : روشنايي نور , جزء وجود اوست . هـمچنين هنگامي كه سوال شود : هستي هر چيزي از خداست , پس هستي خدا از كيست ؟- فورا پاسخ مي دهيم : از خودش و از درون ذاتش مي باشد .

پاسخ به پرسشهاي مذهبي
مكارم شيرازي - ناصر و جعفر سبحاني

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.