مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:45960 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:3

چگونه فلسفه احكام را بررسي كنيم ؟
مـنـطـق قرآن و روش پيشوايان اسلام همه گواه بر اين است كه هر مسلماني حق دارد به بحث و بررسي درباره اسرار و فلسفه احكام بپردازد و در اين زمينه تفكر و بررسي وسوال كند . امـا اين سخن به اين معني نيست كه ما بدون هيچ ضابطه و مقياسي هر چه مي خواهد دل تنگمان بگوييم و هر كس هر چه به فكرش رسيد به نام فلسفه حكم بازگو كند . چـه اين كه فلسفه بافيهاي نادرست , به اندازه تعبدهاي خشك و ممنوع ساختن از سوال و جواب , زيانبخش و خطرناك و غير منطقي است . پس اين بحث را چگونه و در چه حدود و تحت چه برنامه هايي بايد آغاز و دنبال كنيم ؟قبلا يادآوري ايـن نـكـتـه لازم اسـت كـه اجراي دستورات و قوانين ديني همان طور كه مي دانيم نه بر جلال و كـبـريـايـي خدا چيزي مي افزايد و نه مخالفت با آنها از عظمت ومقام او مي كاهد , همان طور كه اميرمومنان عليه السلام نيز مي فرمايد : لا تضره معصيه من عصاه و لا تنفعه طاعه من اطاعه نه عصيان گنهكاران به او زياني مي رساند و نه اطاعت فرمانبرداران سودي به حال او دارد . او درياي بي پايان هستي است . ما و همه آفريده ها هر چه داريم از اوست . او چيزي كم ندارد كه ما برايش فراهم سازيم و نه ما چيزي داريم كه او نداشته باشد و به او بدهيم , آنچه به ما مي رسد خزانه اصلي اش پيش اوست و به اندازه معيني كه صلاح مي داند به ما مي دهد : و ان من شي ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدرمعلوم ; و خزاين همه چيز تنها نزد ماست ; ولي ما جز به اندازه معين آن را نازل نمي كنيم . (1)آيـا يـك قـطره آب كه از درياي بيكراني مايه گرفته , مي تواند چيزي به دريا ببخشدو يا آينه كوچكي كه در برابر آفتاب قرار گرفته , مي تواند به آن نور بدهد . همه ما انسانها هر قدر قدرت داشته باشيم حكم آن قطره كوچك يا آن آينه را داريم . بنابر اين , اگر فايده و نتيجه اي در اين احكام و مقررات وجود دارد مخصوص ما ومربوط به ماست از سـوي ديـگـر , مـا نـه تنها جسميم كه هر دستوري از طرف خدا آمده است براي تربيت جسم و. پـرورش انـدام و مـزايـاي بهداشتي باشد و نه تنها روحيم كه همه به خاطر آثارمعنوي آنها تشريع گردد . بلكه مجموعه اي هستيم از جسم و جان و روح و تن و طبعا دستورات آسماني ما جامع ميان ماده و معني و براي تكميل هر دو جنبه است . بـنـابـر ايـن , هم آنها كه براي همه دستورهاي اسلام تنها در جستجوي فوايد طبي وبهداشتي و يا مـنـافع اقتصادي و مادي هستند و حتي نمازها و نيايش ها و راز و نيازبا خدا را تنها به خاطر اثرات مـفـيـد روان تـني و وسيله اي براي تسكين آلام روحي و دردها و اضطرابها مي دانند و جز اينها نـتـيـجـه اي بـراي آن نـمي جويند گمراهند و هم آنها كه حتي استحباب پوشيدن لباس نظيف و گـرفـتـن ناخن و زدودن تار عنكبوت ونخوردن آب از كوزه شكسته و پرهيز از آبي كه خودش يا ديگري در آن غسل كرده است را مربوط به آثار اخلاقي و معنوي و روحاني مخصوصي كه هنوز سر پـنـجه علم و دانش آن را نگشوده است مي پندارند در اشتباهند ; بلكه قسمتي از دستورات اسلام بـيـشـتر به خاطر پرورش اخلاق و تكامل روحي تشريع شده و قسمتي براي نظام زندگي مادي و بسياري از آن هر دو جنبه را دارد . اكنون برگرديم به اصل سخن و ببينيم بررسي اسرار و فلسفه احكام بايد تحت چه ضابطه اي انجام پذيرد . بـايـد گـفـت قـوانين و احكام ديني روي هم رفته از چهار دسته بيرون نيست :1 - احكامي كه از هـمان آغاز بعثت پيامبر صلي اللّه عليه و آله و سلم فلسفه آن برهمه آشكار بوده و مردم به تناسب فـكـر و مـعـلومات خود هر كدام چيزي از آن را درك مي كردند ; منتها براي اين كه مردم را بطور عموم موظف به انجام آنها كنند شكل قانوني به آن بخشيدند ; مانند تحريم دروغ , خيانت , تهمت , قـتـل نـفـس , سـرقت ,ظلم و ستم , كم فروشي و تقلب ; و امر به عدالت , پاكي , درستي , كمك بـه سـتـمـديدگان , كوشش و كار , نيكي به پدر و مادر و بستگان و همسايگان و ماننداينها كه هر كس در هر پايه از معلومات باشد , فلسفه و سر اين احكام رادرمي يابد , گو اين كه هر قدر بر ميزان دانش و آگاهي انسان نسبت به مسائل زندگي افزوده شود اهميت و اثر اين دستورها را بهتر درك مي كند . 2 - احكامي كه فلسفه آن بر توده مردم - و گاهي بر دانشمندان آن زمان نيز -روشن نبوده , و در مـتـن قـرآن يـا سخنان پيشوايان بزرگ دين اشاراتي به اسرار آنهارفته است ; مثلا , شايد مردم آن عـصـر از فـلـسفه سه گانه ( اخلاقي , اجتماعي ,بهداشتي ) روزه بي خبر بودند ; لذا يك جا قرآن اشـاره بـه تاثير تربيتي و اخلاقي آن كرده و مي گويد : لعلكم تتقون و در جاي ديگر امام صادق عـلـيـه الـسـلام اشـاره بـه تـاثـير اجتماعي آن كرده و مي گويد : ليستوي به الفقير و الغني تا ثـروتـمـنـدان و مستمندان يكسان زندگي كنند و ثروتمندان از حال گرسنگان آگاه شوند و به كـمـك آنـها بشتابند و در مورد ديگر پيغمبر اكرم صلي اللّه عليه و آله و سلم مي فرمايد : صوموا تـصـحـوا ; روزه بگيريد تا تن شما سالم گردد ( و مواد مزاحم مصرف نشده و توليد عفونت كننده بسوزد و از بين برود ) . نظير اين احكام فراوان است كه در متون آيات و احاديث پيغمبر اكرم صلي اللّه عليه و آله و سلم و اهـل بـيـت - عـلـيهم السلام - به اسرار آنها اشاره شده است وهمان طور كه گفتيم كتابي نيز بر اسـاس جمع آوري اين دسته از احاديث به نام علل الشرايع به وسيله يكي از بزرگترين محدثان ما ( شيخ صدوق ) نگاشته شده است ; و محدث معروف شيخ حر عاملي در كتاب وسائل الشيعه در آغاز هر فصل , غالبابابي براي بيان فلسفه احكام ذكر كرده است . ولي توجه به اين نكته لازم است كه ذكر اين اسرار و منافع , با توجه به اين كه متناسب با سطح فكر مردم بوده نه به معني انحصار و محدود بودن فلسفه هاي حكم درآنچه ذكر شده مي باشد و نه مانع از به كار انداختن انديشه براي درك بيشتر خواهدبود . 3 - احـكـامـي كـه با گذشت زمان و پيشرفت آگاهي بشر پرده از روي اسرار آنها برداشته شده و چهره آنها نمايان گشته است و ما مي توانيم آنها را سندهاي زنده اي بر عظمت و اصالت اين احكام آسماني بدانيم . مـثلا اثرات زيانبار جسمي و روحي و اجتماعي مشروبات الكلي و حتي اثر گذاردن آن روي ژنها و جـنينها كه امروز از زبان آمار مي توان شنيد ; و يا هيجانات عصبي ومرگ و ميرهاي ناشي از آن به خاطر جلسات قمار ; و يا خطراتي كه بر اثر تقسيم غيرعادلانه ثروت دامنگير اجتماعات مي گردد ; و يـا زيـانهاي غير قابل انكار اقتصادي واخلاقي رباخواري كه همه را با ارقام رياضي مي توان روي كـاغـذ منعكس نمود ; و يامضرات غذاها , آبها و اماكن آلوده كه در اسلام بشدت از آن نهي شده ; هـمـه و هـمـه از ايـن دسته احكام است كه گذشت زمان و بالا رفتن سطح فكر بشر پرده از روي فلسفه آنها كنار زده است و ما مي توانيم بطور حسي آنها را درك كنيم . ولـي تـوجـه بـه يك موضوع نهايت ضرورت را دارد و آن اين كه هرگونه افراط و تند روي و پيش داوريهاي غلط و كوتاه نظريها و بينشهاي كاذب و از همه مهمتر فرضيه هاي ثابت نشده علمي را به حـسـاب قوانين مسلم علمي گذاردن , ما را در اين قسمت فرسنگها از حقيقت دور مي سازد و به جاي اين كه به اسرار و فلسفه احكام آشناكند , در بيراهه هاي خطرناكي سرگردان مي نمايد ; بنابر ايـن تا زماني كه علم چيزي را بطور قطع و مسلم اثبات نكند و صورت حسي به خود نگيرد , نبايد اساس بحث درتوضيح فلسفه حكم قرار گيرد . در آنجا كه چيزي نداريم بگوييم اصرار به فلسفه چيني نداشته باشيم و در آنجا هم كه چيزي داريم , هرگز فلسفه حكم را منحصر و محدود در آن معرفي نكنيم . 4 - آخرين دسته از احكام آنهاست كه نه از آغاز روشن و بديهي بوده و نه درلابه لاي متون اسلامي به اسرار آن اشاره شده و نه تاكنون با گذشت زمان به آن دسترسي يافته ايم . اموري مانند تعداد ركعات نمازها , يا حد نصاب اجناس نه گانه زكات و يا بعضي ازمناسك حج در اين سري قرار دارند . آيا بندگان بايد با پيشرفتهاي جديد علم و دانش پرده از روي اينها بردارند ؟آيا آخرين وصي پيامبر صلي اللّه عليه و آله و سلم مامور توضيح و تفسير آنهاست . آيـا ايـنها جنبه انضباطي دارد ؟آيا از اسراري است كه نارسايي علم و دانش بشر شايد در آينده هم تـوان پـرده بـرداري كـامـل از روي فـلـسفه آنها نداشته باشد ؟ 000 هيچ كدام بر ما معلوم نيست ; هـمـيـن قدر مي دانيم كه دسته چهارم از احكام , به اندازه سه دسته پيشين براي ما قابل احترام و لازم الاجـراست 000 چه اين كه همه از يك منبع سرچشمه گرفته و ماموريت آورنده آنها با دلايل قطعي بر ما ثابت شده است .

پاسخ به پرسشهاي مذهبي
مكارم شيرازي - ناصر و جعفر سبحاني 1 - سوره حجر , آيه 21 .

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.