مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:46001 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:10

آيا اينكه معمولاً گفته ميشود، فلسفة صدرا چهار راهي است كه فلسفه مشّاء و فلسفه اشراق و طريقة عرفا و طريقة متشرعه را به هم متصل كرده است، صحيح است؟
اين سخن، سخن درستي است ولي محتاج به توضيح است. من عجالتاً به خود فلسفة صدرا كار ندارم كه چگونه چهار راهي است، من دربارة چهار خياباني كه تدريجاً به هم نزديك شدهاند اندكي بايد توضيح بدهم.
تصور بعضي اين است كه فلسفة اسلامي تدريجاً به جانب كلام گراييده است و در فلسفة صدرا اين دو با يكديگر يكي شدهاند. بنابراين، از نظر اين دسته، راه چهارمي كه صدرا در فلسفة خود ميان آن و فلسفة مشّاء و اشراق و طريقة عرفا ارتباط برقرار كرد روش متكلمين بود. بايد بگويم كه اين تصور غلط است، فلسفة اسلامي يك قدم به طرف كلام نيامد، اين كلام بود كه به تدريج تحت نفوذ فلسفه قرار گرفت و آخر كار در فلسفه هضم شد.
متكلمين در فلسفة اسلامي خيلي اثر كردند اما نه به اين نحو كه توانستند قسمتي از مدعاهاي خود را به فلاسفه بقبولانند، بلكه به اين نحو كه فلاسفه را هميشه به مبارزه ميطلبيدند و به گفتههاي آنها ناخن ميزدند و تشكيك و انتقاد ميكردند و احياناً بن بستهايي براي فلاسفه ايجاد ميكردند. اين ناخن زدنها و تشكيكها و انتقادها، فلاسفه را وادار به عكسالعمل و ابتكار و جستجوي راه حل براي اشكالات متكلمين ميكرد. عكسالعمل نشان دادن فلسفة اسلامي نسبت به كلام، مسائل جديدي را به ميان آورد كه در فلسفههاي قديم يوناني و اسكندراني سابقه نداشت.
در «مسائل وجود» كه اساس و مبناي فلسفة صدر است، هم عرفا سهيماند و هم متكلمين. سهم عرفا البته بيشتر است بلكه آنها را بايد مبتكر اين مسائل شمرد ولي متكلمين نيز از نظر تشكيك در «وحدت مفهومي وجود» كه از ارسطو رسيده است و از نظر تشكيك در «وجود ذهني» سهم مهمي دارند. ايرادات و تشكيكات آنها سهم مهمي در منتهي شدن فلسفة اسلامي به «اصالت وجود» دارد.
متكلمين از همان اول به مسألة حدوث عالم و اينكه معلوليّت مساوي با حدوث زماني است عنايت داشتند. فلاسفه خيلي كوشش كردند كه ثابت كنند اين چنين نيست. اين خود مسألة نفيسي را در باب علّت و معلول به وجود آورد و آن اينكه ببينيم مناط احتياج به علت چيست؟ آيا حدوث است يا امكان؟
فلاسفه مبرهن كردند كه مناط احتياج به علت امكان است نه حدوث. اين مسأله از مسائل بسيار پرارزش فلسفة اسلامي است و مولود ستيزهگري كلام با فلسفه است. تازه خود اين مسأله يك تطور عاليتري پيدا كرد.
متكلمين براي اثبات معاد، مسألة «اعادة معدوم» را پيش كشيدند. اين بحث از آن نظر كه متكلمين طرح كردند حائز اهميت نبود، اما از نظر شناختن مراتب وجود و اينكه مرتبة هر وجود مقوّم ذات اوست، نتيجة بسيار ارزندهاي به وجود آورد. هرچند ابتكار اين نظر از عرفاست اما ناخن زدنهاي متكلمين، فلسفه را به آستان اين نظر عالي عرفاني مؤيَّد به براهين عقلي كشانيد.
به هر حال، اينكه گفته ميشود، فلسفة اسلامي تدريجاً به سمت كلام گراييده، به هيچ وجه درست نيست، زيرا حتي يك مسأله از مسائل مورد اختلاف فلسفه و كلام را نميتوان پيدا كرد كه فلسفه تسليم كلام شده باشد، بلكه كار به عكس است، كلام تدريجاً تسليم فلسفه شد. مقايسة كتب كلامي قرن سوم و چهارم مانند كتاب مقالات الاسلاميّين اشعري با كتب كلامي قرنهاي هفتم، هشتم، نهم، دهم و يازدهم، مانند كتابهاي تجريد و مواقف و مقاصد و شوارق اين مطلب را روشن ميكند.
راه چهارمي كه فلسفة صدرا آن را با راه مشّاء و اشراق و عرفان مرتبط كرد، معارف خود قرآن است. فلسفة اسلامي با اينكه كلام را در خود هضم كرد هرچه زمان گذشت بيشتر تسليم معارف قرآن و آثار عرفاني اسلام شد. حساب معارف قرآن و نهجالبلاغه و قسمتي ديگر از مآخذ معارف اسلامي از حساب كلام جداست. كلام بيش از فلسفه از اين معارف دور بوده بلكه خود حجابي در راه اين معارف بود. اينكه گفته ميشود فلسفة صدرا چهار راهي است از فلسفة مشّاء و اشراق و عرفان و طريقة متكلمين يا طريقة متشرعه، تعبير صحيحي نيست، تعبير صحيحتر اين است كه به جاي طريقة متكلمين يا طريقة متشرعه معارف اصلي اسلام را بگذاريم.

مجموعه آثار شهيد مطهري
شهيد مطهري

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.