مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:46069 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:3

پيروان مكتب جزم به چند گروه تقسيم ميشوند؟
به دو گروه تقسيم ميشوند:
1ـ گروه مطلقگرا: كساني كه ميگويند: واقعيات، همان گونه كه در خارج هستند در ذهن ما قرار ميگيرند بدون اين كه فكر در صورت ذهني ما تصرف كند و به آن رنگ خاصي بدهد. شخصيتهاي بارز اين گروه را ميتوان «افلاطون» و «ارسطو» و پيروان آنان از يونان قديم و كليه فلاسفه اسلامي و گروهي از فلاسفه اروپا دانست. آنان ميگويند: طبيعت علم، واقعنمايي است اگر هم ذهن انسان و شرايط مادي عصب، روي ادراك انسان اثر بگذارد، مثلاً مبتلا به بيماري «دالتون» اشياء را زرد ببيند، اين جنبه استثنايي دارد، و تفسير برخي از شناختها به عنوان خلاف واقع، گواه بر اين است كه ديگر ادراكهاي ما، بر اساس واقعنمايي استوار است.
2ـ گروه نسبي گرا: آنان كه واقع نمايي علم و مطابقت آن را با واقع، نسبي ميانديشند، و معتقدند كه صور و ماهيت اشياء به طور مطلق و دست نخورده وارد فضاي ذهن ما نميشوند، بلكه تمام صور ذهني از دو نظر دستكاري ميگردند.
الف: شرايط زماني و مكاني خود انسان مدرك، روي صورت ذهني اثر ميگذارد و ـ لذا ـ يك نفر يك شيء را در دو حالت، به دو نحو ادراك ميكند، مثلاً كاري در شرايطي، زيبا جلوه مينمايد و در غير آن شرايط، نازيبا تجلي ميكند و اين كار جز اختلاف شرايط زماني و مكاني علتي ندارد.
ب: دستگاه ادراكي خود انسان، بيتأثير روي ماهيت اشياء نيست و در علوم امروز ثابت شده كه اعصاب انسان با حيوان و هم چنين اعصاب انسانها، نسبت به يكديگر در كيفيت كار اختلاف دارند، مثلاً انسانها، هفت رنگ اصلي و انواع و اقسام رنگهاي فرعي را ميبينند ولي بعضي از حيوانات تمام رنگها را به شكل خاكستري ميبينند. اعصاب يك نفر در حالات مختلف دو گونه عمل ميكند، مثلاً غذاي معيني در حال صحّت، طعمي و در حال مرض، طعم ديگري دارد. بوي معيّن در حالي، خوش، و در حال ديگر ناخوش به نظر ميرسد.
در نظر اين گروه وجود ذهني، صورت موجود خارجي نيست، بلكه رمزي است از آن، زيرا صورت بايد به تمام معني مطابق با واقع باشد به گونهاي كه اگر به خارج برگردد، عين خارج شود در صورتي كه بنابر نظريه رمز، مشابهت مختصري كافي است.
سرانجام نتيجه ميگيرند: هر چيزي كه براي ما معلوم و مكشوف ميگردد، كيفيت ظهور و نمايش آن، به كيفيت عمل اعصاب و ديگر عوامل خارجي بستگي دارد از اين جهت ماهيات اشياء به طور اطلاق و دست نخورده بر قواي ادراكي ظهور نميكنند، و حقايق در عين اين كه حقيقت هست، نسبي و اضافي ميباشند.
البته بايد توجه نمود كه مورد بحث ما، اطلاق و يا نسبي بودن مفاهيم ذهني است كه كاملاً بحث فلسفي است، و اگر برخي از دانشمندان فيزيك، برخي از پديدههاي فيزيكي را نسبي ميدانند، اين نوع نسبيت ربطي به نسبيت فلسفي كه مورد بحث ماست، ندارد.

: آية الله جعفر سبحاني
شناخت در فلسفة اسلامي

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.