-آرزوهاي انسان در چه مواردي مستحسن و در چه مواردي مذموم است؟
(0)
-به چه كسي آزاد مي گويند؟(0)
-در جامعه ي امروزي چگونه مي توانيم آزاده باشيم؟
(0)
-معروف است كه بشر مختار و آزاد آفريده شده , و سرنوشت او در دست خود اوست . واو , خود سرنوشت ساز , و طراح نحوه زندگي آينده خود مي باشد . از طرف ديگر قانون وراثت كه از اصول علمي مسلم جهان ما است , به ما مي گويد كه فرزندان نه تـنها وارث مال و صفات ظاهري پدران و مادران هستند , بلكه صفات دروني و روحيات خوب و بد آنان را نيز به ارث مي برند , و صفات و روحيات موروثي درسرنوشت آنان كاملا موثر است . چگونه مي توان انسان را در تعيين سرنوشت خود آزاد دانست ؟(0)
-آيا آزادي مستلزم وحدت اديان نيست ؟(0)
-معناي آزادي در اسلام چيست ؟(0)
-نظر اسلام درباره آزادي عقيده چيست ؟(0)
-نظر اسلام درباره آزادي انسان چيست ؟(0)
-چرا اسلام , اسلام آوردن بردگان را موجب آزادي آنان نداسته است ؟(0)
-اسلام مي گويد : پيروان هر دين و آييني حق حيات دارند و بطور آزاد مي تواند خود را معرفي كند پس چرا از پيروان ديگر ماليات و جزيه دريافت مي كند ؟(0)
-آرزوهاي انسان در چه مواردي مستحسن و در چه مواردي مذموم است؟
(0)
-به چه كسي آزاد مي گويند؟(0)
-در جامعه ي امروزي چگونه مي توانيم آزاده باشيم؟
(0)
-معروف است كه بشر مختار و آزاد آفريده شده , و سرنوشت او در دست خود اوست . واو , خود سرنوشت ساز , و طراح نحوه زندگي آينده خود مي باشد . از طرف ديگر قانون وراثت كه از اصول علمي مسلم جهان ما است , به ما مي گويد كه فرزندان نه تـنها وارث مال و صفات ظاهري پدران و مادران هستند , بلكه صفات دروني و روحيات خوب و بد آنان را نيز به ارث مي برند , و صفات و روحيات موروثي درسرنوشت آنان كاملا موثر است . چگونه مي توان انسان را در تعيين سرنوشت خود آزاد دانست ؟(0)
-آيا آزادي مستلزم وحدت اديان نيست ؟(0)
-معناي آزادي در اسلام چيست ؟(0)
-نظر اسلام درباره آزادي عقيده چيست ؟(0)
-نظر اسلام درباره آزادي انسان چيست ؟(0)
-چرا اسلام , اسلام آوردن بردگان را موجب آزادي آنان نداسته است ؟(0)
-اسلام مي گويد : پيروان هر دين و آييني حق حيات دارند و بطور آزاد مي تواند خود را معرفي كند پس چرا از پيروان ديگر ماليات و جزيه دريافت مي كند ؟(0)

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.

  کد مطلب:697 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:1

مضرّات موسيقي چيست؟
يكي از بلاهاي عصر ما گسترش موسيقي است كه به صورت‎هاي مختلفي در هر خانه و لانه اي وارد شده است، چون بسياري از خوانندگان عزيز علاقمندند كه از مضرات آن آگاه گردند، از اين جهت به گوشه اي از مضرات آن اشاره مينمائيم.
گر چه رواج فوق العاده انواع موسيقي مانع از آن است كه بسياري از افراد در اين باره درست فكر كنند و بينديشند و مطابق طرز تفكر نادرستي كه «متداول شدن هر چيز را» دليل بر بي عيب بودن آن ميگيرند، حاضر به مطالعه در اطراف اثرات شوم و زيانبار موسيقي نيستند. ولي افراد واقع بين هيچگاه به اين مقدار قناعت نخواهند كرد و براي پي بردن به واقعيت ها علي رغم شيوع آنها، همواره ميكوشند و مطالعه ميكنند.
موسيقي از چند نظر قابل مطالعه است:
1 ـ از نظر زيانهاي جسمي و اثرات شومي كه روي دستگاه اعصاب انسان ميگذارد.
آقاي دكتر ولف آدلر پروفسور دانشگاه كلمبيا ميگويد:
بهترين و دلكش ترين نواهاي موسيقي شوم ترين آثار را روي سلسله اعصاب انسان ميگذارد. مخصوصاً وقتي كه هوا گرم باشد، اثرات نامطلوب آن شديد تر ميگردد.
دكتر الكسيس كارل فيزيولوژيست و زيست شناس معروف فرانسه مينويسد:
ارضاي وحشيانه شهوات ممكن است نوعي جلب اهميت كند، ولي هيچ چيز غير منطقي تر از يك زندگي كه به تفريح بگذرد، نيست.
كاهش عموميهوش و نيروي عقل از تأثير الكل بالاخره از بي نظميدر عادت ناشي ميگردد و بدون ترديد سينما و راديو در اين بحران فكري سهيمند.
بطور كلي بايد موسيقي را در رديف مواد مخدر شناخت، زيرا آثار تخدير آن به هيچ وجه قابل انكار نيست، و تخدير انواع و اقساميدارد، و بشر ميتواند از طرق مختلف اعصاب خود را تخدير كند.
گاهي تخدير به وسيله خوردن است، نوشابههاي الكلي تخدير شديدي در اعصاب به وجود ميآورد و انسان را از مطالب ديگر بي خبر ميسازد.
و گاهي تخدير به وسيله استنشاق از بيني در بدن ايجاد ميشود، مانند گرد هروئين كه از طريق بيني در بدن وارد ميشود اعصاب را براي مدتي تخدير ميكند.
و براي بسياري از بيماراني كه احتياج به تخدير دارند از طريق تزريق مواد مخدر در رگ انجام ميگيرد.
و گاهي همين تخدير از مجراي گوش صورت ميپذيرد، و استماع موسيقي و «كنسرت» در اعصاب شنونده اثر تخديري ايجاد كرده و گاهي آنچنان شديد ميشود كه انسان را مانند افراد بهت زده از حالت طبيعي بيرون آورده توجه او را از يك سلسله امور مادي و معنوي سلب ميكند.
با توجه به اين نكته تصديق خواهيد نمود كه موسيقي مخدري بيش نيست و تمام و يا بسياري از عيوب و مضرات تخدير را دارا است.
اصولا لذت فوق العاده اي كه افراد از آن ميبرند به واسطه همين اثر تخديري آن است، گاهي اين اثر تخديري به قدري قوي است كه انسان عقل و هوش خود را آنچنان از دست ميدهد كه دست به حركات غير عادي ميزند.
مثلا وقتي تخدير موسيقي قوي گرديد قدرت قضاوت صحيح از انسان سلب ميگردد، ديگر نميتواند خوب و بد را در حد واقعي خود درك كند، چه بسا در مواقعي كه، تحت تأثير كشش هاي صوتي قرار گرفت و عقل و انديشه و قوة مميزة او اسير جذبه و آهنگ هاي تند موسيقي گرديد، اعمال ناشايست كه در حالت عادي از او سر نميزند و آن را شايسته شأن انسان نميداند، بي پروا از او سر زده، و كوچكترين انديشه اي پيرامون عواقب و مضرات آن نميكند.
تصور نميكنيم اين قسمت از گفتار ما احتياج بذكر مثال و بيان نمونه داشته باشد زيرا هر فرد بيداري توجه دارد كه رقص هاي دسته جمعي و شب نشيني هايي كه مردان بيگانه با زنان بيگانه به پايكوبي و دست افشاني مشغول ميگردند همواره با آهنگهاي تند موسيقي توأم بوده و ارتعاش اصوات موسيقي آنچنان سر پوشي بر روي عقل و ادراك افراد ميگذارد كه انجام دادن هرگونه عمل دور از مقام انسانيت، براي آنها سهل و آسان ميگردد.
چه تخديري بالاتر از اين، وقتي انسان تحت نفوذ زير و بم آهنگ موسيقي قرار گرفت يك نوع رخوت و سستي بر اعصاب مستولي شده و از مفاهيم انسانيت جز شهوتراني، خوانندگي، عشق بازي جمال پرستي، چيزي در برابر ديدگان بي فروغ و عقل وي مجسم نميگردد و آنچنان سرپوش روي ادراك و نيروي خرد ميگذارد كه مفاهيم مقدسي بنام رحم، مروت، عفت، حيا، امانت، مساوات، مجد و عظمت، كوشش و فعاليت و استقامت در راه هدف به دست فراموشي سپرده ميشود.
جاي گفتگو نيست كه از روز نخست الكل و موسيقي بزرگترين وسيله هوسراني براي مردان و زنان شهوتران بوده و در مواقع خاصي براي تخدير اعصاب به آن پناه ميبردند. درست است كه اسلام هرگز انسان را از لذايذ طبيعي باز نميدارد ولي از آن لذايذ زودگذر كه از طريق تخدير اعصاب و تحريك غرائز شهواني پيدا ميشود و انسان را از حالت طبيعي بيرون ميبرد جلوگيري مينمايد.
آيا جاي گفتگو است كه يكي از عوامل انحطاط اخلاقي همين صفحات و تصنيف ها است و آيا نواهاي فريبنده و تحريك آميز موسيقي به شيوع فساد و اعمال دور از عفت دامن نميزند؟ و از آواز گرم زنان و دختران توأم با آهنگهاي شهوت انگيز موسيقي، روح عشق بازي را در جوانان ايجاد نميكند؟
وانگهي، آيا قلبي كه مملو از نغمههاي شهوت انگيز و تصنيف هاي عاشقانه گرديد در آن جايگاهي براي ياد خدا باقي ميماند؟ آيا دلي كه در آوازهاي عاشقانه و ارتعاش امواج غرق گرديد ميتواند به فكر بينوايان و درماندگان باشد؟
اصولا بايد ديد كه لوازم و مناسبات مجالس موسيقي چيست؟ و زير و بم هاي موسيقي و ارتعاشات مختلف آن چه تقاضائي دارد، جز اين است كه دانس و رقص، و اختلاط زنان و مردان و دختران و پسران، و شراب و الكل را به دنبال دارد؟
چيزي كه آفريننده اين نوع عوامل سوء اخلاق باشد ميتواند در يك شريعت آسماني حلال گردد؟
نتيجه اينكه آهنگهاي موسيقي، هم آثار زيانبخش تخدير اعصاب را دارد و هم از نظر اخلاقي يك سلسله شهوت را در انسان زنده ميكند.

: آية الله جعفر سبحاني
مربي نمونه

مطالب این بخش جمع آوری شده از مراکز و مؤسسات مختلف پاسخگویی می باشد و بعضا ممکن است با دیدگاه و نظرات این مؤسسه (تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)) یکسان نباشد.
و طبیعتا مسئولیت پاسخ هایی ارائه شده با مراکز پاسخ دهنده می باشد.